دومــین دیدار مامی و نی نی....
سلام گل نازم خوبی مامانی ....امروز که 6 آبان 92 هست قراره بریم سونو عزیز دلم و مامی برا بار دوم جوجه ی نازش رو ببینه عزیزم عصر ساعت 5 نوبت داشتم رفتیم و یه کم تو نوبت موندیم بعد نوبتمون شد فقط منو بابایی رفته بودیم...رفتم تو باز با کلی استرس رفتم و دکتر گفت برو یه چیز شیرین بخور تا تکون بخوره ....عزیزم رفته بودی اون پایین پایین پشتت هم به ما بود طوری که قشنگ ستون فقراتت رو دیدم .. الهی مامی فدات شه عروسکم... اومدم به بابایی گفتم خیلی نگرانت شده بود و میگفت چرا اینطوری گفته ؟؟؟من گفتم طبیعیه و جای نگرانی نیست....چیز شیرین خوروم دوباره دکتر گفت برو بازم بخور ...مامی هم داشت کم کم نگرانت میشد... اینبار که رفتم تو گفت که شما گل دختری عزیز ...
نویسنده :
مامان ناهــید...
14:46


